سفرهای گالیور

سفرهای گالیور

Two days after this ...
ساعت ۱٢:۳۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۳۱ 
Gulliver's Travels (Classic Fiction)Two days after this adventure, the emperor, having ordered that part of his army which quarters in and about his metropolis, to be in readiness, took a fancy of diverting himself in a very singular manner. He desired I would stand like a Colossus, with my legs as far asunder as I conveniently could. He then commanded his general (who was an old experienced leader, and a great patron of mine) to draw up the troops in close order, and march them under me; the foot by twenty-four abreast, and the horse by sixteen, with drums beating, colours flying, and pikes advanced. This body consisted of three thousand foot, and a thousand horse. His majesty gave orders, upon pain of death, that every soldier in his march should observe the strictest decency with regard to my person; which however could not prevent some of the younger officers from turning up their eyes as they passed under me: and, to confess the truth, my breeches were at that time in so ill a condition, that they afforded some opportunities for laughter and admiration.
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
دو روز بعد از این ماجرا ، امپراتور ، داشتن دستور داد که بخشی از
ارتش خود را که در محله های شهر هستند و در مورد او ، باید در آمادگی ،
در زمان از علاقه داشتن به انحراف خود را به شیوه ای بسیار فوق العاده. او مورد نظر
من می خواهم یک غول ایستاده ، با پاهای من تا آنجایی که من جدا
به راحتی می تواند. او سپس فرمان او کلی (که قدیمی بود
رهبر با تجربه و حامی بزرگی از معدن) را به منظور جلب کردن سربازان را در
بسته ، و تاریخ آنها را در دست من است ؛ پا توسط twenty - four abreast ،
و اسب توسط شانزده ، با ضرب و شتم (درامز) ، رنگ پرواز و pikes
پیشرفته. این بدنه شامل سه هزار پا ، هزار و
اسب. اعلیحضرت دستور داد ، پس از درد از مرگ ، که هر سرباز
یدلایمخیرات مارس او باید دقیقترین نجابت با توجه به رعایت من
شخصی ؛ که با این حال می تواند برخی از افسران جوان نتواند از
عطف کردن چشمان خود را به عنوان تحت آنها به من گذشت : و ، و اعتراف اجباری به حقیقت ،
تنبان من بودند در آن وقت در چنان وضعیت بد ، که در آنها فراهم
برخی از فرصت هایی برای خنده و تحسین.

کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، عکس ، فیلم
 
 
 
"width: 100%;">
Blog Xml Link