سفرهای گالیور

سفرهای گالیور

"1st, The man-mounta...
ساعت ٩:٢۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۳۱ 
Gulliver's Travels (Penguin Classics)"1st, The man-mountain shall not depart from our dominions, without our license under our great seal.
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
"1st ، که انسان را در کوهستان ترک نباید از dominions ما ، بدون ما
مجوز تحت مهر و موم بزرگ ما است.

کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، عکس ، فیلم
 
"Golbasto Momarem Ev...
ساعت ۱:۱۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۳۱ 
Gulliver's Travels: Ladybird Classics"Golbasto Momarem Evlame Gurdilo Shefin Mully Ully Gue, most mighty Emperor of Lilliput, delight and terror of the universe, whose dominions extend five thousand _blustrugs_ (about twelve miles in circumference) to the extremities of the globe; monarch of all monarchs, taller than the sons of men; whose feet press down to the centre, and whose head strikes against the sun; at whose nod the princes of the earth shake their knees; pleasant as the spring, comfortable as the summer, fruitful as autumn, dreadful as winter: his most sublime majesty proposes to the man-mountain, lately arrived at our celestial dominions, the following articles, which, by a solemn oath, he shall be obliged to perform:--
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
"Golbasto Momarem Evlame Gurdilo Shefin Mully Ully Gue ، اکثر توانا
امپراتور Lilliput ، لذت و ترور از جهان ، که dominions
گسترش پنج هزار _blustrugs_ (در حدود دوازده کیلومتر در محیط) به
اندام از کره زمین ؛ پادشاه همه پادشاهان ، بلندتر از
پسر از مردان ؛ پا که فشار پایین به مرکز ، و سر آن اعتصابات
در برابر خورشید ؛ در با سر اشاره کردن که از شاهزادگان زمین تکان زانو خود را ؛
تا بهار دلنشین ، آرامش را به عنوان فصل تابستان ، پاییز تا پربار ،
مخوف به عنوان فصل زمستان : والا ترین پیشنهاد را به او خیانت
که انسان را در کوهستان ، به تازگی در dominions آسمانی ما ، به شرح زیر است وارد
مقالات ، که توسط سوگند جدی ، او باید موظف به انجام : --

کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، عکس ، فیلم
 
I had sent so many m...
ساعت ۱٢:٥۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۳۱ 
Gullivers Travels (Oxford Bookworms Library)I had sent so many memorials and petitions for my liberty, that his majesty at length mentioned the matter, first in the cabinet, and then in a full council; where it was opposed by none, except Skyresh Bolgolam, who was pleased, without any provocation, to be my mortal enemy. But it was carried against him by the whole board, and confirmed by the emperor. That minister was _galbet_, or admiral of the realm, very much in his master's confidence, and a person well versed in affairs, but of a morose and sour complexion. However, he was at length persuaded to comply; but prevailed that the articles and conditions upon which I should be set free, and to which I must swear, should be drawn up by himself. These articles were brought to me by Skyresh Bolgolam in person attended by two under-secretaries, and several persons of distinction. After they were read, I was demanded to swear to the performance of them; first in the manner of my own country, and afterwards in the method prescribed by their laws; which was, to hold my right foot in my left hand, and to place the middle finger of my right hand on the crown of my head, and my thumb on the tip of my right ear. But because the reader may be curious to have some idea of the style and manner of expression peculiar to that people, as well as to know the article upon which I recovered my liberty, I have made a translation of the whole instrument, word for word, as near as I was able, which I here offer to the public.
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
من تا memorials در بسیاری از دادخواست برای آزادی من فرستاده شده بود ، که او را
خیانت در طول آن اشاره شده است ، ماده ، برای اولین بار در کابینه ، و سپس در
کامل شهرداری ؛ که در آن هیچ کدام مخالف بود ، به جز Skyresh Bolgolam ،
که ، بدون هیچ تحریک آمیز خوشحال بود ، به دشمن فانی من. اما
بود که علیه او توسط هیئت مدیره کل به اجرا درآمد ، و تأیید شده توسط امپراتور.
که وزیر بود _galbet_ ، دریاسالار و یا از قلمرو بسیار زیادی در خود
اعتماد به نفس مقطع کارشناسی ارشد ، و فرد به خوبی versed در امور است ، اما از وسواسی
و چهره ترش. با این حال ، او در طول متقاعد شد به اجابت ؛ اما
که غالب مقالات و شرایط بر که من باید به مجموعه
آزاد ، و قسم می خورم که من باید ، باید از طرف خود مینمایند. این
مقاله ها با Skyresh Bolgolam به من شخصا در آورده بودند با حضور دو
کمتر از دبیران و افراد مختلف تفاوت. بعد از آنها بودند
بخوانید ، من به سوگند به عملکرد آنها را خواستار شد ؛ برای اولین بار در
شیوه ای از کشور خود من است و پس از آن در روش تجویز شده توسط
قوانین خود را ؛ که بود ، برای نگهداری پای راست من در دست چپ من ، و به
محل انگشت وسط دست راست من در تاج سر من است و من
نوک انگشت در گوش سمت راست من. اما از آنجا که خواننده ممکن است کنجکاو
به برخی از منشاء دینی و فکری به سبک و شیوه بیان خاص به آن
مردم ، و همچنین بدانید که من مقاله بر بهبود آزادی من ،
من را ساخته اند ترجمه کامل ساز ، واژه واژه ، به عنوان نزدیک
که من قادر بود ، که من در اینجا به عموم عرضه کنند.

کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، عکس ، فیلم
 
Two days after this ...
ساعت ۱٢:۳۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۳۱ 
Gulliver's Travels (Classic Fiction)Two days after this adventure, the emperor, having ordered that part of his army which quarters in and about his metropolis, to be in readiness, took a fancy of diverting himself in a very singular manner. He desired I would stand like a Colossus, with my legs as far asunder as I conveniently could. He then commanded his general (who was an old experienced leader, and a great patron of mine) to draw up the troops in close order, and march them under me; the foot by twenty-four abreast, and the horse by sixteen, with drums beating, colours flying, and pikes advanced. This body consisted of three thousand foot, and a thousand horse. His majesty gave orders, upon pain of death, that every soldier in his march should observe the strictest decency with regard to my person; which however could not prevent some of the younger officers from turning up their eyes as they passed under me: and, to confess the truth, my breeches were at that time in so ill a condition, that they afforded some opportunities for laughter and admiration.
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
دو روز بعد از این ماجرا ، امپراتور ، داشتن دستور داد که بخشی از
ارتش خود را که در محله های شهر هستند و در مورد او ، باید در آمادگی ،
در زمان از علاقه داشتن به انحراف خود را به شیوه ای بسیار فوق العاده. او مورد نظر
من می خواهم یک غول ایستاده ، با پاهای من تا آنجایی که من جدا
به راحتی می تواند. او سپس فرمان او کلی (که قدیمی بود
رهبر با تجربه و حامی بزرگی از معدن) را به منظور جلب کردن سربازان را در
بسته ، و تاریخ آنها را در دست من است ؛ پا توسط twenty - four abreast ،
و اسب توسط شانزده ، با ضرب و شتم (درامز) ، رنگ پرواز و pikes
پیشرفته. این بدنه شامل سه هزار پا ، هزار و
اسب. اعلیحضرت دستور داد ، پس از درد از مرگ ، که هر سرباز
یدلایمخیرات مارس او باید دقیقترین نجابت با توجه به رعایت من
شخصی ؛ که با این حال می تواند برخی از افسران جوان نتواند از
عطف کردن چشمان خود را به عنوان تحت آنها به من گذشت : و ، و اعتراف اجباری به حقیقت ،
تنبان من بودند در آن وقت در چنان وضعیت بد ، که در آنها فراهم
برخی از فرصت هایی برای خنده و تحسین.

کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، عکس ، فیلم
 
About two or three d...
ساعت ٢:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۳٠ 
Gulliver's Travels (Oxford Progressive English Readers) (Bk.1)About two or three days before I was set at liberty, as I was entertaining the court with this kind of feat, there arrived an express to inform his majesty, that some of his subjects, riding near the place where I was first taken up, had seen a great black substance lying on the around, very oddly shaped, extending its edges round, as wide as his majesty's bedchamber, and rising up in the middle as high as a man; that it was no living creature, as they at first apprehended, for it lay on the grass without motion; and some of them had walked round it several times; that, by mounting upon each other's shoulders, they had got to the top, which was flat and even, and, stamping upon it, they found that it was hollow within; that they humbly conceived it might be something belonging to the man-mountain; and if his majesty pleased, they would undertake to bring it with only five horses. I presently knew what they meant, and was glad at heart to receive this intelligence. It seems, upon my first reaching the shore after our shipwreck, I was in such confusion, that before I came to the place where I went to sleep, my hat, which I had fastened with a string to my head while I was rowing, and had stuck on all the time I was swimming, fell off after I came to land; the string, as I conjecture, breaking by some accident, which I never observed, but thought my hat had been lost at sea. I entreated his imperial majesty to give orders it might be brought to me as soon as possible, describing to him the use and the nature of it: and the next day the waggoners arrived with it, but not in a very good condition; they had bored two holes in the brim, within an inch and half of the edge, and fastened two hooks in the holes; these hooks were tied by a long cord to the harness, and thus my hat was dragged along for above half an English mile; but, the ground in that country being extremely smooth and level, it received less damage than I expected.
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
حدود دو یا سه روز قبل از من در مجموعه آزادی بود ، که من بود
سرگرم دادگاه با این نوع feat ، وارد بیان وجود دارد
به اطلاع اعلیحضرت ، که برخی از مطالب خود ، سواری در نزدیکی محل
من اولین بار که در آن گرفته شد ، یک ماده بزرگ سیاه و سفید دروغ گفتن در دیده بود
در اطراف ، خیلی عجیب به شکل ، گسترش خود را دور لبه ها ، به عنوان گسترده خود را به عنوان
شبستان عظمت است ، و بالا آمدن تا در وسط به عنوان بالا به عنوان یک انسان ؛ که
آن زندگی هیچ مخلوق بود ، همانطور که در ابتدا شخص ، آن را برای حمله کردن
چمن را بدون حرکت و برخی از آنها بودند دور آن را پیاده طی چندین
بار ؛ که توسط سوار بر شانه های یکدیگر ، آنها را به به حال کردم
بالا ، که صاف بود و حتی ، و ، مهر زنی بر آن ، آنها دریافتند که آن را
ظرف خالی بود که آنها تصور ساده آن ممکن است چیزی
متعلق به انسان را در کوهستان و اگر اعلیحضرت خوشحال ، آنها
متعهد شدن به آن را تنها با پنج اسب. من در حال حاضر آنچه که می دانستند
به معنای ، و در دل خوشحال بود که این اطلاعات دریافت خواهید کرد. به نظر می رسد ،
من اولین بار پس از رسیدن به ساحل پس از غرق کشتی ما ، من در چنین شد
اشتباه ، که پیش از من به جایی رفتم به خواب ، کلاه من آمد ،
که من با یک رشته کاراکتر را به سر من fastened بود در حالی که من قایقرانی شد ، و به حال
گیر در همه زمان من شنا بود ، بعد از سقوط کردن به زمین آمدند ؛
رشته ، که من حدس ، شکستن از سوی برخی از حادثه ، که من هرگز
مشاهده نشد ، اما فکر کلاه من در دریا از دست داده بود شده است. من او را entreated
خیانت های امپریالیستی برای دادن دستورات ممکن است به من باشد به محض آورده
ممکن است ، توصیف او را به طبیعت و استفاده از آن : و بعد
روز waggoners وارد با آن ، اما نه در وضعیت بسیار خوب ؛ آنها
دو سوراخ در لبه دلزده شده بود ، در درون اینچ و نیمی از لبه ، و
fastened دو قلاب در سوراخ ؛ این قلاب شده توسط بند ناف به مدت گره خورده است
مهار ، و در نتیجه کلاه برای من همراه بود بالا کشیده میشوند ، نیمی از انگلیسی
میل ؛ اما ، زمین را در آن کشور می شود بسیار هموار و سطح ،
آن را دریافت خسارت کمتر از من انتظار می رود.

کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، عکس ، فیلم
 
The horses of the ar...
ساعت ٧:٥٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۳٠ 
Gulliver's Travels (Penguin Popular Classics)The horses of the army, and those of the royal stables, having been daily led before me, were no longer shy, but would come up to my very feet without starting. The riders would leap them over my hand, as I held it on the ground; and one of the emperor's huntsmen, upon a large courser, took my foot, shoe and all; which was indeed a prodigious leap. I had the good fortune to divert the emperor one day after a very extraordinary manner. I desired he would order several sticks of two feet high, and the thickness of an ordinary cane, to be brought me; whereupon his majesty commanded the master of his woods to give directions accordingly; and the next morning six woodmen arrived with as many carriages, drawn by eight horses to each. I took nine of these sticks, and fixing them firmly in the ground in a quadrangular figure, two feet and a half square, I took four other sticks, and tied them parallel at each corner, about two feet from the ground; then I fastened my handkerchief to the nine sticks that stood erect; and extended it on all sides, till it was tight as the top of a drum; and the four parallel sticks, rising about five inches higher than the handkerchief, served as ledges on each side. When I had finished my work, I desired the emperor to let a troop of his best horses twenty-four in number, come and exercise upon this plain. His majesty approved of the proposal, and I took them up, one by one, in my hands, ready mounted and armed, with the proper officers to exercise them. As soon as they got into order they divided into two parties, performed mock skirmishes, discharged blunt arrows, drew their swords, fled and pursued, attacked and retired, and in short discovered the best military discipline I ever beheld. The parallel sticks secured them and their horses from falling over the stage; and the emperor was so much delighted, that he ordered this entertainment to be repeated several days, and once was pleased to be lifted up and give the word of command; and with great difficulty persuaded even the empress herself to let me hold her in her close chair within two yards of the stage, when she was able to take a full view of the whole performance. It was my good fortune, that no ill accident happened in these entertainments; only once a fiery horse, that belonged to one of the captains, pawing with his hoof, struck a hole in my handkerchief, and his foot slipping, he overthrew his rider and himself; but I immediately relieved them both, and covering the hole with one hand, I set down the troop with the other, in the same manner as I took them up. The horse that fell was strained in the left shoulder, but the rider got no hurt; and I repaired my handkerchief as well as I could: however, I would not trust to the strength of it any more, in such dangerous enterprises.
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
اسب از ارتش ، و کسانی که از stables سلطنتی ، داشتن روزنامه است
رهبری قبل از من بودند ، دیگر خجالتی است ، اما خواهد آمد تا پا را بسیار من
بدون شروع. سواران آنها را بر دست من کبیسه ، تا من آن را برگزار
بر روی زمین ؛ و یکی از huntsmen امپراتور ، بر اسب تند رو بزرگ ،
در زمان پا ، کفش من و تمام ؛ بود که در واقع کبیسه شگرف. من مجبور بودم
خوشبختی را به منحرف امپراتور یک روز پس از بسیار فوق العاده
شیوه. مورد نظر من او میله های چند تن از دو پا بالا ، و نظم
ضخامت از عصا های معمولی ، به من آورده باشد ؛ که بر روی ان او
حضرت دستور استاد خود را به جنگل را بر طبق دستورالعمل ها ؛
و صبح روز بعد شش woodmen وارد با واگن به عنوان بسیاری از کشیده شده توسط
به هر هشت اسب. من در زمان نه از این میله ، و رفع آنها
محکم در زمین در شکل چهارگوش ، دو پا و نیم
مربع ، من در زمان چهار میله های دیگر ، گره خورده است و آنها را در هر گوشه موازی ،
دو پا از زمین و سپس من fastened دستمال گردن به من
و نه میله های عمودی که ایستاده و آن را در همه طرف بلند ، تا از آن بود
تنگ تا بالای استوانه و چهار میله های موازی ، در مورد افزایش
پنج اینچ بالاتر از دستمال ، به عنوان ledges در هر طرف.
وقتی کار من تمام شده بود ، مورد نظر من اجازه امپراتور به سربازان خود را از
بهترین اسب های twenty - چهار عدد باشد ، به ورزش بر می آیند و این دشت.
اعلیحضرت از تصویب طرح پیشنهادی ، و من نام آنها را در زمان ، یک به یک ، در
دست های من ، آماده سوار شده و مسلح ، با افسران مناسب برای ورزش
آنها. به محض این که آن ها را به ترتیب آنها را به دو حزب تقسیم شده ،
انجام منازعات مسخره کردن ، مرخص فلش بلانت ، شمشیر خود را کشید ،
فرار کرد و به دنبال حمله کردند و باز نشسته ، و در کوتاه کشف بهترین
نظم و انضباط نظامی همیشه مشهود. میله های موازی آنها را امن و
اسب خود را از سقوط بیش از مرحله ؛ و امپراتور بسیار بود
خوشحال ، دستور داد که او این سرگرمی به تکرار چندین
روز و یک بار بود برداشته می شود با خوشحالی به بالا و کلمه را از دستور ؛
و با مشکلات بسیاری را متقاعد حتی خود ملکه به من اجازه
نگه او را در صندلی نزدیک او طی دو مرحله از کارگاههای ، زمانی که او بود
قادر به گرفتن برای مشاهده کامل متن از عملکرد کل. این بود خوب من
ثروت ، که هیچ حادثه بد رخ داده در این تفریحات ؛ فقط یک بار
اسب اتشین ، که متعلق به یکی از کاپیتان ، با او pawing
لگد زدن ، سوراخ دستمال من رخ داد ، و پای او لیز ، او
سوار خود را سرنگون و خود ، اما من فورا آنها را برطرف هر دو ،
و پوشش با سوراخ از یک طرف ، من پیاده کردن نیروهای نظامی با دیگر ،
در همان شیوه ای که من آنها را در زمان بالا. اسب سقوط کرد که در تیره و تار شد
شانه سمت چپ است ، اما سوار کردم هیچ صدمه دیده است ؛ و من تعمیر کنم
دستمال و همچنین من می توانم : با این حال ، من نمی توانست اعتماد به
قدرت از آن را هر بیشتر در سازمانها از جمله خطرناک است.

کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، عکس ، فیلم
 
There is likewise an...
ساعت ۱٢:٤۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۳٠ 
Gulliver's Travels (Wordsworth Classics)There is likewise another diversion, which is only shown before the emperor and empress, and first minister, upon particular occasions. The emperor lays on the table three fine silken threads of six inches long; one is blue, the other red, and the third green. These threads are proposed as prizes for those persons whom the emperor has a mind to distinguish by a peculiar mark of his favour. The ceremony is performed in his majesty's great chamber of state, where the candidates are to undergo a trial of dexterity very different from the former, and such as I have not observed the least resemblance of in any other country of the new or old world. The emperor holds a stick in his hands, both ends parallel to the horizon, while the candidates advancing, one by one, sometimes leap over the stick, sometimes creep under it, backward and forward, several times, according as the stick is advanced or depressed. Sometimes the emperor holds one end of the stick, and his first minister the other; sometimes the minister has it entirely to himself. Whoever performs his part with most agility, and holds out the longest in leaping and creeping, is rewarded with the blue-coloured silk; the red is given to the next, and the green to the third, which they all wear girt twice round about the middle; and you see few great persons about this court who are not adorned with one of these girdles.
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
به همین ترتیب است انحراف دیگری است که فقط قبل از نشان داده شده وجود دارد.
امپراتور و ملکه و وزیر اول ، بر موارد خاص است.
امپراتور میسازد در سه جدول جریمه ی مبحث های ابریشمی از شش اینچ طول ؛
یکی آبی و دیگری قرمز ، و سبز سوم. این موضوعات هستند
پیشنهاد به عنوان جایزه برای آن دسته از اشخاصی که با امپراتور است به ذهن
تشخیص توسط یک علامت خاص به نفع او. مراسم انجام شده است.
در اتاق بزرگ عظمت خود را از حکومت ، که در آن داوطلبان به
تحت محاکمه چابکی بسیار متفاوت از سابق ، و مانند
من در هر کشور دیگری از حداقل شباهت نه مشاهده
جدید یا قدیمی جهان است. امپراتور بر روی نرخ چوب در دستان او ، هر دو به پایان می رسد
به موازات افق ، در حالی که نامزد پیشروی ، یک به یک ،
گاهی اوقات بیش از استیک کبیسه ، گاهی خزش تحت آن ، عقب مانده و
به جلو ، چند بار ، با توجه به عنوان پیشرفته جانبی و یا افسرده.
گاهی اوقات امپراتور دارای یک سر چوب ، و او را اولین وزیر
از سوی دیگر ؛ و گاهی وزیر آن را به طور کامل به خود را دارد. هر کس
انجام به نوبه خود با اکثر عیاری ، نگه می دارد و از طولانی ترین در leaping
و خزنده ، پاداش با پارچه ابریشمی به رنگ آبی رنگی است ، رنگ قرمز نشان داده می شود
به بعد ، و سبز به سوم ، که همه آنها لباس را دوبار محاصره کردن
پر پیچ و خم وسط ؛ و شما ببینید چند نفر بزرگ در مورد این دادگاه
که با یکی از این girdles آراسته نیست.

کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، عکس ، فیلم
 
These diversions are...
ساعت ۱۱:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/٢٩ 
Gulliver's TravelThese diversions are often attended with fatal accidents, whereof great numbers are on record. I myself have seen two or three candidates break a limb. But the danger is much greater, when the ministers themselves are commanded to show their dexterity; for, by contending to excel themselves and their fellows, they strain so far that there is hardly one of them who has not received a fall, and some of them two or three. I was assured that, a year or two before my arrival, Flimnap would infallibly have broke his neck, if one of the king's cushions, that accidentally lay on the ground, had not weakened the force of his fall.
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
این diversions اغلب تصادفات منجر به مرگ با حضور داشتند ، از چه چیز بزرگ
تعداد رکورد در تاریخ است. من خودم را دیده اند ، دو یا سه کاندیدا های شکسته
اندام. اما این خطر بسیار بیشتر است ، زمانی که وزرای خود را
هستند فرمان برای نشان دادن مهارت خود را ، برای ، توسط contending ورود بازدیدکنندگان به سایت
خود و همراهان خود ، آنها کرنش تا کنون است که به سختی وجود دارد یکی
از آنها که پاییز دریافت نکرده اند ، و برخی از آنها دو یا سه. من
مطمئن بود که دو سال پیش از ورود من ، می Flimnap
infallibly گردن او را شکست ، اگر یکی از cushions کینگ ، که
ذخیره کردن به طور تصادفی بر روی زمین بود ، نیروی سقوط خود را تضعیف نیست.

کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، عکس ، فیلم
 
This diversion is on...
ساعت ٩:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/٢٥ 
Accidental Enlightenment: The Extraordinary Travels of a Modern-Day GulliverThis diversion is only practised by those persons who are candidates for great employments, and high favour at court. They are trained in this art from their youth, and are not always of noble birth, or liberal education. When a great office is vacant, either by death or disgrace (which often happens,) five or six of those candidates petition the emperor to entertain his majesty and the court with a dance on the rope; and whoever jumps the highest, without falling, succeeds in the office. Very often the chief ministers themselves are commanded to show their skill, and to convince the emperor that they have not lost their faculty. Flimnap, the treasurer, is allowed to cut a caper on the straight rope, at least an inch higher than any other lord in the whole empire. I have seen him do the summerset several times together, upon a trencher fixed on a rope which is no thicker than a common packthread in England. My friend Reldresal, principal secretary for private affairs, is, in my opinion, if I am not partial, the second after the treasurer; the rest of the great officers are much upon a par.
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
این انحراف شده است تنها توسط کسانی که برای افراد کاندیدا که با تجربه
employments بزرگ و به نفع بالا در دادگاه. آنها در این آموزش دیده هستند
هنر جوانان از آنها هستند ، و نه همیشه تولد نجیب ، و لیبرال
آموزش و پرورش. هنگامی که یک دفتر بزرگ خالی است ، یا به مرگ یا خوار کردن
(که اغلب اتفاق می افتد ،) پنج یا شش تن از نامزدهای آن دادخواست
امپراتور به سرگرم اعلیحضرت و دادگاه با رقص بر طناب ؛
و بالاترین ، بدون افتادن هر کس که میپرد ، موفق شده در دفتر.
بارها اتفاق میافتد که رئیس وزرای خود را به فرمان خود را برای نشان دادن
مهارت ، و برای متقاعد ساختن امپراتور بودند که به دانشکده خود را از دست داده است.
Flimnap ، خزانه دار ، مجاز است به قطع در جست و خیز با طناب بستن راست ،
حداقل اینچ بالاتر از هر پروردگار دیگر در تمام امپراطوری. به من بدهید؟
آیا او را دیده summerset چندین بار با یکدیگر ، بر تخته نان بری ثابت
بر روی یک طناب که به هیچ نخ قند و قاتمه ضخیمتر از معمول در انگلستان است. من
دوست Reldresal ، وزیر امور خارجه اصلی در امور خصوصی ، است ، در من
نظر ، اگر من با مشتقات جزئی نیست ، پس از دوم خزانه دار ؛ بقیه
افسران بزرگ بسیار بر پر.

کلمات کلیدی:
 
My gentleness and go...
ساعت ۸:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/٢٥ 
Gulliver's TravelsMy gentleness and good behaviour had gained so far on the emperor and his court, and indeed upon the army and people in general, that I began to conceive hopes of getting my liberty in a short time. I took all possible methods to cultivate this favourable disposition. The natives came, by degrees, to be less apprehensive of any danger from me. I would sometimes lie down, and let five or six of them dance on my hand; and at last the boys and girls would venture to come and play at hide-and-seek in my hair. I had now made a good progress in understanding and speaking the language. The emperor had a mind one day to entertain me with several of the country shows, wherein they exceed all nations I have known, both for dexterity and magnificence. I was diverted with none so much as that of the rope-dancers, performed upon a slender white thread, extended about two feet, and twelve inches from the ground. Upon which I shall desire liberty, with the reader's patience, to enlarge a little.
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
من نجابت و رفتار خوب تا کنون در امپراتور و به حال او را به دست اورد
دادگاه ، و در واقع بر ارتش و مردم به طور کلی ، که من شروع به
تصور امیدوار است به دست آوردن آزادی من در یک زمان کوتاه می شود. من در زمان همه
روش ها ممکن است به کشت این وضع مطلوب. بومی
، توسط درجه ، به دست می آمد کمتر نگران هیچ خطری از من. من می خواهم
گاهی اوقات دراز بکشید ، اجازه و پنج یا شش تن از آنها را در رقص دست من ؛ و در
تاریخ و زمان آخرین پسران و دختران را به مخاطره می آیند و بازی در پنهان و به دنبال -
من در مو. من مجبور بودم در حال حاضر پیشرفت خوبی را در فهم و صحبت کردن ساخته شده
زبان. امپراتور به حال به فکر یک روز من را با سرگرم
چند کشور را نشان می دهد ، در جایی که آنها تجاوز همه ملت ها به من بدهید؟
، شناخته شده برای هر دو مهارت و عظمت. من با هیچ کدام منحرف شد تا
به اندازه که از طناب بازان ، به محض مشاهده یک موضوع بلند و باریک سفید انجام شده ،
تمدید دو پا ، و دوازده اینچ از زمین. پس از آن من
باید آرزوی آزادی ، با صبر خواننده ، به بزرگ شدن کم است.

کلمات کلیدی:
 
 
 
"width: 100%;">
Blog Xml Link